counter

۱۳۹۰ اسفند ۱۹, جمعه

این آلمانیها نمی‌فهمن چطوری یه کشور فسقلی مثل یونان با ۱۰ میلیون جمعیت انقد دردسر تولید می‌کنه واسه اتحادیه اروپا. بهشون گفتم البته جدّ بزرگ داریوش هم همین سوال رو داشت، فقط مواظب باشین پس فردا نگن یونان سر دموکراسی با اروپا کشمکش داشت!!

۱۳۹۰ اسفند ۱۸, پنجشنبه

حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس

دریادار بهرام افضلی، سرهنگ هوشنگ عطاریان، سرهنگ بیژن کبیری
همینطوری یه سری به ویکیپدیا بزنین، ببینین چه کسانی پیروزیهای اوایل جنگ رو به دست آوردن و سرنوشتشون چی شد.
پی نوشت: آدم یاد محسن رضایی و قضیه ی ناموسش میفته.

۱۳۹۰ اسفند ۲, سه‌شنبه

قصّه‌های خوب برای بچه‌های خوب


یه روزی دیوژن کلبی خوابیده بود، اسکندر رفت ازش پرسید برای اینکه پیروز بشم چیکار کنم؟ دیوژن پرسید خوب پیروز بشی‌ که چی‌ بشه؟ اسکندر گفت که جهانو بگیرم بعدش بشینم یه نفس راحت بکشم. دیوژن هم گفت خوب نفس راحتو همین الانم میتونی‌ بکشی چه کاریه مردمو به کشتن بدی.
اسکندر گفت از من چیزی بخواه، دیوژن گفت آخه کسخل اگه من چیزی می‌خواستم که بهم نمیگفتن کلبی. اسکندر هم سر خرو (یا اسبو) کج کرد اومد از صفحه فیسبوک بیرون یقهٔ همخوان کنندهٔ این داستانو گرفت گفت آخه تو شعور نداری؟ خط اول داستانو که دیدی اسکندر رفت پیش دیوژن به خودت نگفتی اسکندر واسه چی‌ باید بره پیش دیوژن؟ نگفتی دیوژن که تو بشکه زندگی‌ میکرد راه جهان گشائی از کجاش در بیاره بده اسکندر؟

۱۳۹۰ بهمن ۱۸, سه‌شنبه

در روابط علمی چه نباید بکنیم

یک آقایی از ایران به استاد راهنمای من ایمیل زده و با خانواده دعوتش کرده به ایران و براش توضیح داده که ایران کشور کهنی با کلی جاهای دیدنی تاریخیه. ضمناً طرف گفته اگر استاد ما در دانشگاه فلان جا سخن رانی کنه خیلی خوب میشه.
این ایمیل چند اشتباه فجیع داشت. نخست اینکه ایمیل از یک آدرس جیمیل فرستاده شده، برای یک ارتباط دانشگاهی خیلی خیلی بهتره که ایمیل دانشگاه استفاده بشه. دوم اینکه وقتی شما برای اولین بار به کسی ایمیل میزنین از اون آغاز خودتون رو معرفی میکنین، الان تنها چیزی که ما از این آقا میدونیم نام و نام خانوادگیشه و حتی معلوم نیست استاده یا دانشجو. سوم وبسایت ایشونه، هرچه من به زبان انگلیسی و فارسی جست و جو کردم نشانی از این آقا پیدا نشد و مشکل دیگه اینه که فلان جا فقط یک دانشگاه نداره. در آخر هم اینکه زمانی مشخص نشده، احتمالاً برای راحتی استاد دعوت شده زمان رو مشخص نکردن تا هروقت ایشون وقت داشت بره ولی همین هم باید در ایمیل نوشته بشه، یک ایمیل باید در نهایت روشنی فرستاده بشه چون گیرنده هیچ ذهنیتی از شما نداره.
من به استادم حق میدم که در پاسخ به چنین دعوت مبهم و غیر حرفه ای از کشوری که تا حالا ندیده پاسخ رد بده.

۱۳۹۰ بهمن ۸, شنبه

تهرانبرگ

رفتیم سینما بلیط فروش ایرانیه به فارسی ازش بلیط میخوایم. رفتیم بار کرد عراقیه که ایران زندگی کرده بازهم به فارسی میگیم سه تا آبجو بیاره. آخرش رفتیم کباب ترکی بزنیم وسط بحث که کالب (Kalb) به آلمانی چه جور گوشتیه کباب فروشه میگه میشه گوساله!!

۱۳۹۰ دی ۲۷, سه‌شنبه

میرا

یک جور دیکتاتوری که تا پیش از آمدن به اروپا لمسش نکرده بودم دیکتاتوری میرایی بود. خوب همه کتاب ۱۹۸۴ جورج ارول رو میشناسن و دیکتاتوریش هم خیلی‌ ملموسه چون حکومت ما از اون نوعه. ولی‌ یک جور دیکتاتوری هم هست که در کتاب میرا به خوبی‌ توصیف شده. در دیکتاتوری ارولی زنجیرهایی به پای همه هست و کلید هماشون در دست یک نفره. در میرا هر کس به پای دیگران یک زنجیر می‌زنه و کلیدش رو در دست داره، نهایتأ تعداد زیادی زنجیر به پای همه هست ولی‌ برای خلاص شدم ازشون باید با همهٔ جامعه جنگید و کلیدها رو تک تک ازشون گرفت. دموکراسی‌ (حداقل در آلمان) آزادیها رو رعایت می‌کنه ولی‌ خیلی‌ رندانه یک زنجیر و کلیدش در دست هرکس میذاره که به پای دیگران بزنن، اینجا دیکتاتور به معنی‌ آدمی‌ که کلیدهای زیادی رو یه جا در دست داشته باشه دیده نمی‌شه ولی‌ همچنان زنجیرهای زیادی به پاها هست.

۱۳۹۰ دی ۲۰, سه‌شنبه

گل واژه ها

روغن زیتون رو همیشه یک لیتری دیدیم، ولی‌ شنیدم تو خود یونان زیر پنج لیتری پیدا نمی‌شه و خود یونانیان هم زیر بیست لیتری نمیخرن. در ایران اسلامی هم کسی‌ عرق زیر بیست لیتر نمی‌خره.