counter

۱۳۸۹ آذر ۹, سه‌شنبه

در واقع اونچه مشکل ایجاد میکرد از سویی برداشت اسطوره ای از روابط استاد و شاگردی بود و از سوی دیگر آمیخته شدن روابط کاری و دوستی. در جامعه ای که همونجا که تاکسیا مسافر میزنن باید خانم بلند کرد این آمیختگیها ممکنه پیش بیاد

پی نوشت: لطفاً مخاطبان خاص این پست رو دست نگیرن. موضع من در مورد قضایا مشخصه

۱۳۸۹ آذر ۳, چهارشنبه

در ستایش توت

توت برای من یه جورایی نماد ایرانه. یه چیزیه فقط تو ایران به دست میاد. در خارج میشه فقط توت خشک پیدا کرد که خود توت نیست فقط اثری از توته. ایران رو هم فقط میشه داخل ایران حس کرد از بیرون فقط میشه نشانه هایی ازش دید. و از همه مهمتر اینکه اگرچه با نخوردنش نمیمیرین ولی قطعاً گاهی سخت هوس توت میکنید.

۱۳۸۹ آبان ۲۵, سه‌شنبه

کلا به نظرم کتیبهٔ "خدایا این کشور رو از دروغ و دشمن و قحط سالی‌ محافظت کن" یکی‌ از دلایل رد خداس.

۱۳۸۹ آبان ۱۱, سه‌شنبه

مرد با حیا باس لباش از زیر سیبیلاش معلوم نباشه.
- لبات پیداس اون سیبیلا رو بلن کن مرتیکه بیحیا!

۱۳۸۹ آبان ۴, سه‌شنبه

جوانی دورانی از زندگیه که دلمون میخواد آینده بیاد، پیری دورانیه که دلمون میخواد گذشته برگرده.
بچه که بودیم یه مداد رنگیای لیرا بود جعبش فلزی بود. روی در جعبش یه خونه بود جلوی خونه کلی جک و جونور و گل و گیاه داشت که همشون میخندیدن و خوشحال بودن. تأثیر چنین صحنه ی شادی در روزگار هاچ زنبور عسل مثل یک چشم روشنی به حال دل خوب بود. حتماً با یه جعبه از اونا میشه خوابامو رنگ کنم.

۱۳۸۹ آبان ۲, یکشنبه

آداب آلمانی 10: مذهب

یکی از مهمترین آزادیهایی که در ایران داشتیم مسخره کردن مذهب بود. اونقدر پیشوایان مذهبی سوتی دادن تو ایران که دیگه مردم مذهبی هم روشون نمیشد در مقابل ما از مذهب دفاع کنن. توی آلمان علیرغم اینکه کلیسا به زبون خوش پاشو از زندگی مردم نکشید بیرون، ولی ظاهراً بعد از چند صد سال که مردم رو انگولک نکرده مردم بخشیدنش. نخستین نشونش اینکه اکثر مردم هشت درصد به کلیسا مالیات میدن تا کلیسا مثلاً بچشون رو غسل تعمید بده. حالا تو ایران در مسجد همیشه ی خدا به روی مردم بازه و بخواین برین تو کسی نمیپرسه خمس و زکات دادی یا نه تازه توالت عمومی هم فراهم کردن باز هم مردم تحویلشون نمیگیرن.
دومین نشونه خیلی مهمه. مردم قلباً از شوخی با کلیسا بدشون میاد یعنی اگه حتی جلوتون افه ی تساهل و تسامح بذارن باز هم در قضاوتشون روی شما تأثیر داره. چند روز پیش در جمع صرفاً یه "شوخی" با کلیسا کردم. نه تنها آشکارا آلمانیهای جمع رنجیدن بلکه بعضیها تلاش کردن نظر من رو عوض کنن. آخه فک نمیکنن یکی بیاد با کوانتوم شوخی کنه ما باهاش بحث علمی راه میندازیم؟