یک مقامی هم هست به نام ستاره ی عن فامیل. اگر شما همینطوری فی سبیل الله به علم علاقمندین در کودکی هم احتمالاً درستون از بقیه بهتره و خود به خود به این مقام نایل میشین. البته آخرین بارقه ی این ستاره پس از کنکور خاموش میشه. کم کم انتظارات عوض میشه. معیار ستارگی برای فامیل این میشه که چقد تو باشگاه بر و بازو درست کردین یا چقد بلدین با نوه ی ننر پسر عموی مادرتون سر و کله بزنین یا چقد میتونین با ملت گرم بگیرین و سؤالای بی سر و ته بپرسین، اگر هم از دستتون در رفت و اظهار نظری کردین اول سکوتی برقرار میشه و بعد فامیل با بزرگواری وانمود میکنن اصلاً چیزی نگفتین. یکی از سخت ترین لحظه ها وقتیه که یکی میپرسه حالا این شیمی فیزیک چی هست؟ بعد شما در حالی که تو دلتون دارین میگین "آخه تخم سگ تو اصلاً میفهمی شیمی و فیزیک چیه که حالا میخوای بدونی شیمی فیزیک چیه؟" باید یک سری پرت و پلا بگین که یارو هم تو دلش بگه "آخی این پسر بچه بود باهوش بودا الان نمیدونم چرا انقد خرفت شده".
counter
۱۳۹۰ مرداد ۹, یکشنبه
۱۳۹۰ مرداد ۱, شنبه
پارسوران زبان پارسی
بانک مرکزی نظرسنجی گذاشته که واحد پول رو عوض کنه اسمشو بذاره پارسی. اولاً که چرا نام پارس رو میذاره رو چیزی که خودش میخواد به طرفة العینی تبدیل به آشغال کنه؟ ثانیاً حالا که معلومه اقوام غیر فارس زبان یک کمی از فارس زبانها شاکین چرا باید اعصابشون رو انگولک کرد؟
من البته کاملاً با خدمت به فرهنگ و زبان پارسی موافقم. نخستین کاری که میشه کرد گل گرفتن در فرهنگستان زبان فارسیه. بعد از چند ماه اندیشه کردن و خرد جمعی معادل فارسی "پاسور" بر وزن نامور رو برای پلیس پیشنهاد کردن. اگه یک کدومشون یه بار مینوشت از روش میخوند، نه اگه چند بار تو دهنش میگردوندش، نه اگه یه دور دور انقلاب میزد تا ببینه چند نفر "پاسور" بر وزن داغون میفروشن هیچوقت این معادلشون رو با صدای بلند اعلام نمی کردن.
من البته کاملاً با خدمت به فرهنگ و زبان پارسی موافقم. نخستین کاری که میشه کرد گل گرفتن در فرهنگستان زبان فارسیه. بعد از چند ماه اندیشه کردن و خرد جمعی معادل فارسی "پاسور" بر وزن نامور رو برای پلیس پیشنهاد کردن. اگه یک کدومشون یه بار مینوشت از روش میخوند، نه اگه چند بار تو دهنش میگردوندش، نه اگه یه دور دور انقلاب میزد تا ببینه چند نفر "پاسور" بر وزن داغون میفروشن هیچوقت این معادلشون رو با صدای بلند اعلام نمی کردن.
۱۳۹۰ تیر ۲۷, دوشنبه
دانیل
دانیل پسا دکترای گروهمونه. دانیل در ضمن آدم کول گروهمون هم هست، از اونایی که با همه خوش و بش میکنن و همه میخوان باهاشون باشن. دانیل اهل مالاگای اسپانیاس. اسم زن دانیل ذولیماس (با لهجه ی عربی بخونین). در اصل اسمش همون سلیمه س که تو اسپانیایی میگن ذولیما. اسم خواهرش هم ظهیره س. اولین باری که به ذولیما گفتم معنی اسم خودش و خواهرش چی میشه گفت پس بابام راس میگفت!! ذولیما میخواد از دانیل طلاق بگیره. دانیل برای اینکه این غصه رو فراموش کنه با دخترا لاس میزنه. بیشتر از همه دوس داره با پالوما لاس بزنه. پالوما اهل شیلی و گارسون ماکس باره. ما با دانیل خیلی ماکس بار میریم که بتونه لاسشو بزنه. قیافه و هیکل پالوما عین ذولیماس. دانیل بدبخته. کول ترین شیمی فیزیکدانی که دیدم بدبخته.
۱۳۹۰ تیر ۲۳, پنجشنبه
خمس استثمار
فرض کنیم بیست نفر آدم داریم که درآمد کلشون در ماه میتونه چهارهزار تومن باشه. اگر ثروت برابر تقسیم بشه به هرکس دویست تومن میرسه. حالا فرض کنیم خرج صد تومن باشه در نتیجه هرکس صد تومن زیاد میاره که خمسش میشه بیست تومن پس کلاً در ماه چهارصد تومن خمس پرداخت میشه.
حالا فرض کنیم یکی از این بیست نفر زورش برسه و به هرکس فقط هشتاد تومن در ماه بده و بقیه ی پول رو خودش برداره در نتیجه در ماه دو هزار و چهارصد و هشتاد تومن درآمد داره. صد تومنش خرج خودشه و خمس دوهزار و سیصد و هشتاد تومن میشه چهارصد و هفتاد و شش تومن. در واقع در اثر استثمار مردم درآمد روحانیت نوزده درصد اضافه میشه. حالا مشخصه که علیه دولتی که مردم رو به خاک سیاه نشونده چرا تک و توک صدای آیت الله ها درمیاد.
حالا فرض کنیم یکی از این بیست نفر زورش برسه و به هرکس فقط هشتاد تومن در ماه بده و بقیه ی پول رو خودش برداره در نتیجه در ماه دو هزار و چهارصد و هشتاد تومن درآمد داره. صد تومنش خرج خودشه و خمس دوهزار و سیصد و هشتاد تومن میشه چهارصد و هفتاد و شش تومن. در واقع در اثر استثمار مردم درآمد روحانیت نوزده درصد اضافه میشه. حالا مشخصه که علیه دولتی که مردم رو به خاک سیاه نشونده چرا تک و توک صدای آیت الله ها درمیاد.
۱۳۹۰ تیر ۱۲, یکشنبه
وقتی از حمایت خارجی حرف میزنیم
چند هفته ی پیش دولت آمریکا یک شرکت بزرگ کشتیرانی اسراییلی رو به جرم فروختن نفتکش به ایران تحریم کرد. مجلس اسراییل تحقیق در مورد این قضیه رو آغاز کرد. صاحب شرکت بر اثر کهولت سن درگذشت، یکی از مدیران ارشد شرکت خودکشی کرد. اورشلیم پست گزارش کرد احتمالاً هلیکوپترهای بلک هاوک نیروی هوایی اسراییل بار کشتی ها بوده.
دولت آمریکا فرماندهان پلیس ایران رو بخاطر شرکت در سرکوب معترضان سوری تحریم کرد. تحریم مقامات ایرانی از چند ماه پیش (یعنی بیش از یک سال پس از کودتای انتخاباتی) آغاز شده بود. اینکه تحریم مقامات ایرانی میتونه مفید باشه رو هر ایرانی میدونست، طبیعتاً میلیاردها دلار گم شده باید جایی رفته باشه، البته سازمان ملل هنوز در چرت ملوکانس.
وقتی میگیم کشورهای خارجی از مردم ایران حمایت کنن یعنی همین که معاملات غیرعلنی نداشته باشن. از یک طرف تحریم میکنن از طرف دیگه مشغول معامله با سپاهن (اون هم نه هیچ کشوری اسراییل!!) در نتیجه تحریمها فقط بخش خصوصی که نمیتونه یواشکی با اسراییل لاس بزنه رو ضعیف میکنه و نهادهای امنیتی فربه تر میشن.
در جلسه ی کمیساریای عالی حقوق بشر قاضی مرتضوی رو به عنوان نماینده ی ایران میپذیرن. هر سال ا.ن. که رییس جمهور قانونی ایران هم نیست میره به سازمان ملل. چپ و راست هم با رسانه های مختلف مصاحبه میکنه. من نمیفهمم چرا در این وانفسای بحران اقتصادی با مرکل (که صدراعظم یکی از بزرگترین اقتصادهای جهانه) اینقدر مصاحبه نمیشه، یا چرا با خاتمی اینقدر مصاحبه نمیشد، رییس جمهوری که بیست میلیون رأی داره مهم نیست رییس دولت کودتا مهمه؟ یا پیشنهاد دهنده ی گفتگوی تمدنها مهم نیست و کسی که فکر میکنه انگلیس در غرب آفریقاس مهمه؟ و تازه این یارو که در همه ی موارد دروغ میگه، مصاحبه باهاش چه اطلاعاتی ممکنه به ملت بده؟ ضمناً یادمون نره که در مورد حدس مرد سال 2010 (که قرار بود مردم حدس بزنن و عکس طرف روی جلد یکی از شماره های تایم باشه) چطور تایم از چاپ عکس میرحسین شانه خالی کرد.
وقتی از حمایت خارجی حرف میزنیم منظورمون پایان دادن به همین لاس زدن پشت پرده با دولت کودتاس.
دولت آمریکا فرماندهان پلیس ایران رو بخاطر شرکت در سرکوب معترضان سوری تحریم کرد. تحریم مقامات ایرانی از چند ماه پیش (یعنی بیش از یک سال پس از کودتای انتخاباتی) آغاز شده بود. اینکه تحریم مقامات ایرانی میتونه مفید باشه رو هر ایرانی میدونست، طبیعتاً میلیاردها دلار گم شده باید جایی رفته باشه، البته سازمان ملل هنوز در چرت ملوکانس.
وقتی میگیم کشورهای خارجی از مردم ایران حمایت کنن یعنی همین که معاملات غیرعلنی نداشته باشن. از یک طرف تحریم میکنن از طرف دیگه مشغول معامله با سپاهن (اون هم نه هیچ کشوری اسراییل!!) در نتیجه تحریمها فقط بخش خصوصی که نمیتونه یواشکی با اسراییل لاس بزنه رو ضعیف میکنه و نهادهای امنیتی فربه تر میشن.
در جلسه ی کمیساریای عالی حقوق بشر قاضی مرتضوی رو به عنوان نماینده ی ایران میپذیرن. هر سال ا.ن. که رییس جمهور قانونی ایران هم نیست میره به سازمان ملل. چپ و راست هم با رسانه های مختلف مصاحبه میکنه. من نمیفهمم چرا در این وانفسای بحران اقتصادی با مرکل (که صدراعظم یکی از بزرگترین اقتصادهای جهانه) اینقدر مصاحبه نمیشه، یا چرا با خاتمی اینقدر مصاحبه نمیشد، رییس جمهوری که بیست میلیون رأی داره مهم نیست رییس دولت کودتا مهمه؟ یا پیشنهاد دهنده ی گفتگوی تمدنها مهم نیست و کسی که فکر میکنه انگلیس در غرب آفریقاس مهمه؟ و تازه این یارو که در همه ی موارد دروغ میگه، مصاحبه باهاش چه اطلاعاتی ممکنه به ملت بده؟ ضمناً یادمون نره که در مورد حدس مرد سال 2010 (که قرار بود مردم حدس بزنن و عکس طرف روی جلد یکی از شماره های تایم باشه) چطور تایم از چاپ عکس میرحسین شانه خالی کرد.
وقتی از حمایت خارجی حرف میزنیم منظورمون پایان دادن به همین لاس زدن پشت پرده با دولت کودتاس.
۱۳۹۰ تیر ۷, سهشنبه
مصدق در آتن
امروز یه یونانیه مفصل برام توضیح داد درد یونان چیه. مشکل قرضهای بین المللی یونانه، همه ی پول دولت هم صرف اون میشه. درسته که یونانیها قرض کردن ولی الان معتقدن باید مثل آلمان که چندین بار قرضهاش بخشیده شده مال اونها هم بخشیده بشه. امروزه یونان حتی قرضهای صد ساله داره که اصل پول در اثر بحران اقتصادی 1929 دود شده و به هوا رفته ولی چون زمان زیادی گذشته سود خیلی بیشتری هم داره ازشون گرفته میشه!! البته اتحادیه ی اروپا میفهمه که به صلاح نیست اقتصاد یونان سقوط کنه ولی فقط با قرضهای بیشتر حاضره کمک کنه تا همچنان این کشور مقروض باقی بمونه. من براش از وضعیت نفت در آستانه ی ملی شدن گفتم و تدبیری که مصدق به خرج داد تا نفت ملی بشه. اون هم معتقد شد اونها هم مصدقی احتیاج دارن که از نیاز اروپا به ورشکسته نشدن یونان استفاده کنه و با تدبیر (و نه ماجراجویی) از زیر بازپرداخت وامها در بره.
۱۳۹۰ تیر ۴, شنبه
امامزاده دیوار 2
یک بار میان یک بحث علمی آموزگار من اشاره کرد که در مقاله ای نشون داده شده اگر شرایط شیمیایی فراهم بشه ملکولهای RNA همون کار معمولشون رو میکنن و نیازی به سلول نیست. من گفتم این یعنی روح وجود نداره و حیات فعل و انفعالات شیمیاییه. آموزگار گفت این یعنی روح در سلول وجود نداره، از سلول تا یک انسان خیلی راهه و ما نمیتونیم بگیم روح این وسط وارد شده یا نشده. طبیعتاً هدفش این نبود که از وجود روح دفاع کنه، که خودش هم اعتقادی نداشت، بلکه میخواست نتیجه گیری علمی رو به من یاد بده.
وقتی از حماقت مذهبی یا غیرمذهبی حرف میزنم منظورم همین نتیجه گیری های عجیب از فرضهای بی ربطه. چیزی که ما برای شناخت جهان در دست داریم روش علمیه، این روش برای رد یا تأیید مذهب نیست، خدایی که همه جا هست ولی هیچ جا نیست، خدایی که همه چیز رو میدونه ولی انتخاب به ما میده اصلاً قابل رد با علم نیست، چه آزمایش علمی میتونین برای اثبات یا رد خدا بیارین؟ مهم اینه که ما بدونیم اساساً دانش برای چی هست و چطور باید با اون کار کرد، در این صورت باکی هم از خرافات نباید داشت.
وقتی از حماقت مذهبی یا غیرمذهبی حرف میزنم منظورم همین نتیجه گیری های عجیب از فرضهای بی ربطه. چیزی که ما برای شناخت جهان در دست داریم روش علمیه، این روش برای رد یا تأیید مذهب نیست، خدایی که همه جا هست ولی هیچ جا نیست، خدایی که همه چیز رو میدونه ولی انتخاب به ما میده اصلاً قابل رد با علم نیست، چه آزمایش علمی میتونین برای اثبات یا رد خدا بیارین؟ مهم اینه که ما بدونیم اساساً دانش برای چی هست و چطور باید با اون کار کرد، در این صورت باکی هم از خرافات نباید داشت.
اشتراک در:
پستها (Atom)