counter

۱۳۹۰ آذر ۲۲, سه‌شنبه

وصله های نچسب

فیلم وضعیت بسیار مزخرف بود. علیرغم اینکه خواب بزرگ بسیار بهتر از من هرچی تو دلم بوده رو در مورد این فیلم گفته ولی من هم نتونستم از کنارش بگذرم. مهم ترین مشکل این فیلم آدم های تک بعدی هستن. بازجو تک بعدی، برادر حزب اللهی تک بعدی، پدر تک بعدی، مادر تک بعدی. چطور ممکنه توی مهمونی خانواده ای که پیانو میزنن و آواز میخونن پسر خانواده در بیاد بگه من راضی نیستم زنم بخونه به پدر هم امر کنه که نذاره دختر خانواده بخونه و پدر هیچی نگه که هیچ، عمه و خاله و عمو و دایی هم اظهار نظر نکنن!! کارگردان نمیدونسته با این وضعیت مشروعیت نظام احتمال حزب االهی شدن فرزند همچین خانواده ای خیلی کمه و اگر هم بشه به خانواده نمیتونه زور بگه و تازه پدر رو هم نمازخون کنه؟؟ پسر خانواده توی خانه دوربین کار میذاره؟ در خانواده ی متوسط ایرانی بچه ها بیرون از خانه هر کاری هم بکنن هنوز خانه مطلقاً زیر نظر پدر و مادره، هرجایی هم کمبود نظارتشون لازم باشه فیلم باید بهانه ی خوبی براش بتراشه، خیلی مصنوعیه که پدر و مادر اهل خانواده اصلاً نفهمن در خانه چی میگذره.
 از همه مصنوعی تر صحنه ایه که ۲ تا زوج همجنسگرا می‌رن پشت مغازهٔ سلمانی تا فیلم غیر مجاز بخرن. اولا کارگردان فک نکرده مشکوکتر از رفت و آمد دختران به مغازه‌ای منحصراً مردانه نیست؟ کارگردان فک می‌کنه مردم ایران فیلم و موسیقی‌ غیر مجاز رو از مغازه‌های مخفی‌ می‌خرن؟ اگر ایشون یک نفر رو می‌شناخت که اساسا میدان انقلاب رو دیده باشه می‌دونست در تهران امروز مردم می‌رن فیلم میلک رو از یه دستفروش می‌خرن بعد میشینن تو یه کافه دور هم در موردش گپ میزنن.
و اینها فقط گوشه ی کوچکی از مشکلات فیلمیه که میخواد مشکل "بزرگی" در جامعه ی ما بپردازه.

۱۳۹۰ آذر ۱۷, پنجشنبه

مقاله

مقاله باید خودکفا باشه، البته پژوهش که خودکفا نیست. همیشه یه سری یه گُهی خوردن بعد از سر سفره پاشدن، بعد تو رسیدی و استادت گفت بشین سر سفره بخور. موقع نوشتن باید از اونجا شروع کنی‌ که یکی‌ بود که چنین خورد و چنان کرد. خوب نمی‌شه که از مقالهٔ همون بابا کپی‌ کنی‌، لاجرم از صبح کارم این شده که تصور کنم من اگه این گهو خورده بودم چی‌ می‌نوشتم و الخ.

۱۳۹۰ آذر ۱۵, سه‌شنبه

کودکانه

بوی عیدی
بوی توپ
یکی از مهوع ترین آهنگاییه که شنیدم، اصلاً به نظرم اعدام سزای مناسبی برای طرفداران این آهنگه. بوی عیدی؟ گرفتی ما رو؟ کی خوشش میاد اسکناسی با عکس رهبر کبیر انقلاب رو بو کنه؟
البته فرهاد بزرگ برای نوستالژی کودکی آهنگ بسیار عالی هم خونده و به نظرم همونقدر در حق این آهنگ ظلم شده که در حق فرهاد ظلم شد.

۱۳۹۰ آذر ۲, چهارشنبه

تاریخ تکراری

این ویدئو رو ببینین، از زمان 12:03 افسر جنگ نرم متین السلطنه در مورد غرور هسته ای آغاز به سخن میکنه و در ادامه علی حاتمی از زبان میرزا باقرخان پدر پاسخش رو میده.

۱۳۹۰ آذر ۱, سه‌شنبه

بار هستی

امروز شبیر مقاله ای نشونم داد که از MCTDH  برای محاسباتی استفاده شده بود که هدفش بررسی اثر بوهم آهارانوف بود. بعد دیدم در این مقاله هم اثر محیط بر سازست بررسی شده. وقتی که اومدم توی یک گروه محاسباتی میدونستم علاقه ی اصلی من کار بنیادیه و فقط میام اینجا تا مهارت هایی رو فرا بگیرم، چیزی که همیشه منو آزار میداد این بود که بالاخره چگونه میخوام به سوی بنیادی گردش کنم. امروز این بار ذهنی سبک شد، محاسبات مربوط به بنیادیِ انجام شده با استفاده از برنامه ای بوده که من از توسعه دهندگانش هستم. بی صبرانه منتظر روزی هستم که باز با ا.ش. وارد بحث بنیادی بشم و باز از فراخی اطلاعات و ژرفای تحلیلش بهره مند بشم.

۱۳۹۰ آبان ۲۱, شنبه

أین الگودریون؟

دیروز همکاری که مسئول اضافه کردن مقالات گروه تو سایته ورداشته به همه ی پنجاه عضو گروه ایمیل زده که سر ساعت یازده و یازده دقیقه من هزار و صد و یازدهمین مقاله ی گروه رو اضافه کردم. واقعاً جای گودریون خالی بود که یه کاری کنن ما دیگه از این ایمیل ها دریافت نکنیم.

۱۳۹۰ آبان ۱۱, چهارشنبه

گودر

وقتی به گودر معتاد شدم که اومدم خارج. دیدم یه جایی هست که ملت سیبیل دوست دارن. پره از آدمهایی که اطرافم داشت ازشون خالی میشد، روزی صد بار میپرسیدم قبل از مهاجرت کجا بودین که من از ترس نبودن چنین دوستایی اطرافم مهاجرت کردم. حالا میبینم این دلخوشی هم مثل هر دلخوشی دیگه تو ایران موقتی بود.